عناوین

درس اخلاق حوزه علمیه امام خمینی(ره)-جلسه ۱۳۹

Share on print
چاپ
Share on email
ارسال

«أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ»

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‏ * رَبِّ اشْرَحْ لی‏ صَدْری * وَ یَسِّرْ لی‏ أَمْریَ * وَ احْللْ عُقْدَهً مِنْ لِسانی‏ * یَفْقَهُوا قَوْلی‏»[۱].

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ العَالَمینَ وَ الصّلَاهُ عَلَی خَاتَمِ الْمُرْسَلِینَ طَبِیبِنا حَبیِبنَا شَفِیعِ ذُنوبِنَا أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْمَعْصُومِینَ سِیَّمَا الْحُجَّهُ بَقِیَّهِ اللهِ فِی الْعَالَمِینَ عَجَّلَ اللهُ فَرَجَهُ وَ رَزَقَنَا اللهُ صُحبَتَهُ وَ اللَّعْنُ عَلَی أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ».

مقدّمه

«مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا».[۲]

ایام عزای سیّد اولاد آدم، سیّد شهیدان راه خدا، سیّد مجاهدان و رزمندگان، سیّد احرار و آزادگان، سیّد عارفان و سالکان الی الله و سیّد جوانان اهل بهشت، چون بهشت پیر ندارد، همه‌ی بهشتی‌ها جوان هستند، این از عظمت‌های بی‌بدیلِ حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه است که سیادت علی الاطلاق بر همه‌ی بهشت دارند، از انبیاء و اوصیاء انبیاء، صدیقین، شهدا، صالحین، همه میهمانِ حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه هستند، سیّد علی الاطلاق حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه هستند، و تسلیت عرض می‌کنم اسارت بانوانی را که برای آزادی بشر از آتش جهنّم، از اسارت نفس أمّاره به اسارت درآمدند، و تسلیت عرض می‌کنم برای این همه فجایعی که در عالم سابقه ندارد، در روز عاشورا انوار عرش خدا بر مقرّبان خدا واقع شد و مصیبت برتر، مصائبی بود که بر امام سجّاد علیه السلام و حضرت زینب کبری سلام الله علیها و سایر اسیران اتّفاق افتاد.

چرا امیرالمؤمنین صلوات الله علیه «اول مظلوم» خطاب می‌شوند؟

امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در این جهت اصبر الصّابرین هستند، و اولین مظلوم هستند، که در زیارتنامه‌ها و در خطبه حضرت سجّاد علیه السلام این تابلو برای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه، تصویرِ اول مظلوم، یعنی در مظلومیت نفر اول است، هیچ کسی به پای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه نمی‌رسد، و این قاعدتاً مظلومیتِ کیفی است، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه با داشتنِ قدرتِ ملکوتی که فرمودند: «وَ اَللَّهِ مَا قَلَعْتُ بَابَ خَیْبَرَ بِقُوَّهٍ جِسْمَانِیَّهٍ لَکِنْ بِقُوَّهٍ إِلَهِیَّهٍ»،[۳] این قدرت ملکوت بود که من چنین قدرتنمایی را در آنجا به ثمر رساندم.

امیرالمؤمنین صلوات الله علیه همان دستِ یداللهی را دارد، همان قدرتِ ملکوتی را دارد، ولی هم حقِ ایشان غصب شد، بعد از آنکه با امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بیعت هم کرده بودند، یعنی درواقع نقضِ بیعت کردند، وجود امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را از جایگاهی که خدای متعال معیّن کرده بود… «وَلَعَنَ اللهُ اُمَّهً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ ، وَ اَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمُ الَّتى رَتَّبَکُمُ اللهُ فیها»،[۴] آن مقامی که خدای متعال و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم معیّن کرده بودند و مردم هم این مقام را پذیرفته بودند و بیعت کرده بودند، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه از این مقام دفع شدند، «وَ اَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمُ الَّتى رَتَّبَکُمُ اللهُ فیها»، مراتبی که این‌ها داشتند، رتبه‌ی خلافت الهی علی الاطلاق بود، ظهورِ ربوبیت خدا در وجود این‌ها بود، ظهورِ تعلیم و تربیت و تدبیر امور عالم و آدم بود، ولی از این مراتب که هر کدام از این‌ها یک مرتبه نبود، یک رتبه نبود، «وَ اَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمُ الَّتى رَتَّبَکُمُ اللهُ فیها»، این‌ها همه‌ی درهای سعادت را به روی بشر بستند، در حالی که اگر امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در رتبه و مقامی که خدای متعال برای او برنامه‌ریزی کرده بود را پذیرفته بودند فقط یک در به رویشان باز نبود، بلکه «لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا»[۵] همه چیز برایشان طریقِ رفعت و ارتقاء قرار می‌گرفت و وجود مقدّس مولا امیرالمؤمنین صلوات الله علیه را از همه‌ی مراتب و شئونی که برای نجات بشر به عهده‌ی ایشان قرار گرفته شده بود زائل کردند و بشریت را محروم کردند.

بنابراین این مظلومیت مظلومیتِ مضاعفی است، با این ظلمی که به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه که شأن پدری برای بشریت دارد وارد شد، او می‌داند چقدر از این بنی‌آدم تا دامنه‌ی قیامت جهنّمی شدند، که اگر امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بر سرِ کار بودند درِ جهنّم را مطلقا می‌بستند، و این حدیث شریف که «لَوِ اِجْتَمَعَ اَلنَّاسُ عَلَى حُبِّ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ لَمَا خَلَقَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَلنَّارَ»[۶] اگر مردم عالم همگی دل در گرو محبّت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه می‌سپردند و دلشده‌ی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه می‌شدند، جهنّم وجود پیدا نمی‌کرد، و این امیرالمؤمنین صلوات الله علیه هستند که این موضوع را لمس می‌کنند و با همه‌ی وجود خود «فَلَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ عَلَى آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِیثِ أَسَفًا»،[۷] امیرالمؤمنین صلوات الله علیه غصه‌ی خلافت و مقام را ندارند، ولی غصه‌ی تضییع عمر بشر را تا دامنه‌ی قیامت، تخریبِ این ظرفیت‌ها، که هر عنصری از عناصر بنی‌آدم می‌توانست مظهرِ اسمی از اسماء الهی بشود، یا مراتبی از اسم اعظم خدا نصیب انسان بشود، این‌ها را به قعر جهنّم فرستادند و این ضایعاتِ مرگبارِ تأسف‌بار را با انحراف مسیر خلافت و انزوای غدیر و جریان حکومتِ حق بر پیکره‌ی بشریت در تاریخ تا انقراضِ آدم وارد کردند، و امیرالمؤمنین صلوات الله علیه این مظلومیت را می‌بینند و لمس می‌کنند، اول مظلوم برای این است.

نکته‌ی دوم این است که امانتی را که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم به امیرالمؤمنین صلوات الله علیه سپرده بودند، یک مورد «عَلِیٌّ مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ مَعَ عَلِی» است، جدا کردنِ قرآن کریم از امیرالمؤمنین صلوات الله علیه درواقع جدا کردنِ قرآن از قرآن بود، بشریت را در حجابِ همیشگی نسبت به انوارِ قرآن و معارف قرآنی مبتلا کردند، چه جنایت و چه ظلمی به بنی‌آدم شد.

امانت دیگری که هم‌وزن قرآن کریم بود وجود نازنین حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بود، قتلِ حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در مقابلِ چشمِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه، این ظلم در عالم سابقه و لاحقه ندارد، حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه خیلی مظلوم بودند ولی این ظلم کیفی مخصوصِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بود، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را کشتند! حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها کوثر و چشمه‌ی همه‌ی ارزش‌های عالم بودند. چنین شخصیتی که حبیبه‌ی خدا بود، حبیبه‌ی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم بود، وجود نازنین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم که «وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى»[۸] در حقِ حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها عناوین و صفات و منازل و مراتب مختلفی که همه شئونِ عرشی و لاهوتی بودند را به امر الهی بیان کرده بودند، ولکن این جمله که «رُوحِیَ اَلَّتِی بَیْنَ جَنْبَیَّ»،[۹] حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به منزله‌ی جانِ حقیقتِ نبوّت هستند، حقیقتِ دینِ خدا حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها هستند، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها «مُهْجَهُ قَلْبِی»[۱۰] هستند، حیاتِ بدن به جریان خون است و جریان خون در رگ‌ها با فعالیت قلب است، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بمنزله‌ی قلب دین بودند، این معنویت، این حیاتِ انسانی که در شریان بشر در طول تاریخ باید جریان پیدا می‌کرد، این مُهجه‌ی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم را لگدمال کردند، این لگدی که آن ملعون به در زد، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به زمین خوردند، گویا از روی جنازه‌ی ایشان عبور کرد…

چنین مظلومیتی برای امیرالمؤمنین صلوات الله علیه واقع شد و این ظرفیتِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بود که تحمّل کرد، برای سلمان هم یک لحظه تردید پیش آمد که چرا امیرالمؤمنین صلوات الله علیه تحمّل می‌کنند، در روایت دارد که برای همین آن کتک را خورد که تحمّلِ او تمام بشود.

ولی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه اول مظلومی بودند که مأمور بودند ببینند و دست به قبضه‌ی شمشیر نبرند، این کیفی‌ترین مظلومیتی است که برای اولین و آخرین واقع نشده است.

دیگر اینکه این مظلومیت‌هایی که بعد از امیرالمؤمنین صلوات الله علیه برای امام حسن مجتبی صلوات الله علیه و حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه و شهدای کربلا و ائمه‌ی بعدی و مظلومیتی که در طول تاریخ برای هر مظلومی اتفاق افتاده است، همه از آنجا منشأ گرفته‌اند.

مرحوم آیت الله آیت الحق فقیه و عارف و مظهر نور، استاد آیت الله بهجت رضوان الله تعالی علیه، آشیخ محمدحسین رضوان الله تعالی علیه محقق اصفهانی، ایشان می‌فرمایند این تیری که در کربلا به گلوی حضرت علی اصغر علیه السلام اصابت کرد، این تیر تیرِ حرمله نبود، این هدف که گلوی شش ماهه نبود، این تیر تیرِ سقیفه بود، و هدف هم قرآن کریم بود. این تیر از آنجا حرکت کرد.

بنابراین «اول مظلوم» بودنِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه برای این است که مجموعه‌ی مظالمی که در عالم اتفاق افتاده است، یکجا بر امیرالمؤمنین صلوات الله علیه تحمیل شده است و این ظرفیتِ وجودِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه بود که همه‌ی این‌ها را پذیرفتند و تحمّل کردند.

توصیفِ مقامِ بانوانِ کربلا

بعد از امیرالمؤمنین صلوات الله علیه اتفاقی که در کربلا پیش آمده است، یکی از تجلّیاتِ مظلومیتِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه است که هم داغ‌های سنگینی بر قلب شریف حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه نازل شد، که هر کدام از این داغ‌ها اگر بر کوه‌های عالم وارد می‌شد همه‌ی کوه‌های سر به فلک کشیده را آب می‌کرد و چیزی از آن‌ها باقی نمی‌ماند، و هم جریانِ اسارتِ دخت گرامی امیرالمؤمنین صلوات الله علیه، بنت المرتضی، بنت رسول الله، مظهر عصمتِ حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، و اسارتِ سایرِ بانوانی که در عالم تارِ موی هر کدام از این‌ها را نمی‌شود با همه‌ی جهان مقابله کرد، مگر مقامِ حضرت رباب سلام الله علیها به این سادگی است؟

حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه که در عشق به خدای متعال مَثَلِ اعلی هستند و غیرِخدا هیچ نوع جاذبه‌ای برای حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه ندارد، هم اظهارِ علاقه‌ای که به حضرت علی اکبر علیه السلام نشان دادند، نشانه‌ی مظهریتِ تامِ حضرت علی اکبر علیه السلام نسبت به صفاتِ جمال و جلال الهی بود، با گریه فرمودند: «اَللّهُمَّ اشْهَدْ عَلی هؤُلاءِ الْقَوْمِ فَقَدْ بَرَزَ اِلَیْهِمْ غُلامٌ اَشْبَهُ النّاسِ خَلْقاً وَ خُلْقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِکَ کُنّا اِذَا اشْتَقْنا اِلی نَبِیِّکَ نَظَرْنا اِلی وَجْهِهِ»،[۱۱] و هم این آیه کریمه را در بدرقه‌ی حضرت علی اکبر علیه السلام تلاوت فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ»،[۱۲] که این بیانِ عصمتِ حضرت علی اکبر علیه السلام است، که حضرت علی اکبر علیه السلام جزوِ سلسله‌ی نوریان بوده‌اند، ظرفیتِ امامت و ولایتِ مطلقه داشتند، که اگر شهادتِ کربلا نبود بعد از حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه زمام امامت کائنات با حضرت علی اکبر علیه السلام بود. لذا این شدّت عشق به خدای متعال بود که عزا و داغِ حضرت علی اکبر علیه السلام طاقت از حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه گرفت، حبّ فی الله بود. حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه نسبت به حضرت رباب سلام الله علیها فرمودند: هر خانه‌ای که سکینه و رباب در آن باشد را دوست دارم.

أَمُرُّ عَلی جِدارِ دِیارِ لَیْلی            أُقَبِّلُ ذَا الجِدارَ وَذَا الدِّیارا

فَما حُبُّ الدِّیارِ شَغَفْنَ قَبْلِی          وَلکِنْ حُبُّ مَنْ سَکَنَ الدِّیارا

این نشانه‌ی قربِ حضرت رباب سلام الله علیها به ذات ربوبی است، این‌ها چه کسانی بودند؟ هر کدام از این بانوانی که در اسارت حضور داشتند و آموزگارانِ حرّیتِ بر عالمیان بودند، هر کدام ظرفیتِ اسم اعظم داشتند، ظرفیتِ اسماء حسنی خدای متعال را داشتند، اینکه حضرت رباب سلام الله علیها دل از حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه می‌برند نشان می‌دهد که «اسم الله» است که دل از حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه می‌برند، اگر هر کدام از این‌ها اسمی از اسماء الهی نبودند حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه برایشان متأثر نمی‌شدند، حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه دل به این‌ها نمی‌دادند، «وَلَا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ»،[۱۳] اگر انسان به یک گنهکار میل ضعیفی هم داشته باشد موجب عذاب الهی می‌شود.

حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه شعله‌ی عشق خدای متعال هستند، حب الله هستند، وجودِ حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه حبّ الله است، و این بانوان که حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه اینطور در موردشان اظهار محبّت و لطف می‌کنند، نشانه‌ی این است که همه‌ی این‌ها انوارِ جلیّه‌ی عرش خدا بودند و اقمارِ شمسِ امامت و ولایتِ مطلقه‌ی حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه بودند.

روضه و توسّل

خواستیم که در این محفل نورانی مقداری با عرض ادب در توصیف عظمتِ این بزرگواران چند جمله‌ای گفته باشیم که مقدّمه‌ی توسّل و روضه‌ی ما باشد، این روزها روزهای سختی برای امام زین العابدین سلام الله علیه و این بانوان و پرده‌نشینان عرش خدای متعال است، چه بر این‌ها گذشت و خدای متعال چه صبری به این‌ها داد…

«فَوَ اَللَّهِ لاَ أَنْسَى زَیْنَبَ بِنْتَ عَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلاَمُ تَنْدُبُ اَلْحُسَیْنَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ وَ تُنَادِی بِصَوْتٍ حَزِینٍ وَ قَلْبٍ کَئِیبٍ یَا مُحَمَّدَاهْ صَلَّى عَلَیْکَ مَلاَئِکَهُ اَلسَّمَاءِ هَذَا اَلْحُسَیْنُ مُرَمَّلٌ بِالدِّمَاءِ مُقَطَّعُ اَلْأَعْضَاءِ»[۱۴]… اما چه حسینی؟ دیگر چیزی از او باقی نمانده است، سرِ او را بریده‌اند، ولی عادی نبریده‌اند «مَجْزُوزُ اَلرَّأْسِ مِنَ اَلْقَفَا»… قتلِ حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه قتلِ صبر بود…

خیلی‌ها را به قتل رساندند، امیرالمؤمنین صلوات الله علیه با یک ضربه‌ی شمشیر مقتول شدند ولی حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه را مکرر کشتند…

تیری که به قلب مبارک حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه خورد، تیرِ خلاص بود…

حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه نتوانستند این تیر را از جلوی سینه بیرون بکشند، همانجا فرمودند «بسم الله و بالله و فی سبیل الله و علی مله رسول الله»…

آن ملعون گلو را با دوازده ضربه بریده بود، همین کافی بود… ولی چون قتل قتلِ صبر بود بدن را به رو انداخت… «مَجْزُوزُ اَلرَّأْسِ مِنَ اَلْقَفَا»…

لا حول و لا قوّه الا بالله العلی العظیم

الا لعنت الله علی القوم الظّالمین

دعا

«أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ»، «أَمّن یجیبُ المُضطَرَّ إِذا دَعاهُ و یکشِفُ السّوءَ»[۱۵]، «أَمّن یجیبُ المُضطَرَّ إِذا دَعاهُ و یکشِفُ السّوءَ»، «أَمّن یجیبُ المُضطَرَّ إِذا دَعاهُ و یکشِفُ السّوءَ»، نَسئَلُک و نَدعُوک بِاسمِکَ الأعظم بِأسمَائِکَ الحُسنَی وَ بِمُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَهَ وَ الْحَسَنِ وَ الحُسَین وَ الأئِمَّهِ مِن وُلدِالحُسَین وَ بِصَبرِ الزینَبِ الکُبرَی یا الله…

خدایا! امام زمان ارواحنا فداه را برسان.

خدایا! ویروسِ بی‌دینی را نابود بگردان.

خدایا! این ویروس نگران‌کننده را هم از سرِ همه‌ی موحدان دور بگردان.

خدایا! عافیتِ دین و دنیا به ما مرحمت بفرما.

خدایا! توفیقِ شکرِ عافیت را هم از خزائنِ غیبِ خودت بر قلبِ ما و بر زبان ما و بر عملِ ما جاری بفرما.

خدایا! تو را به محمد و آل محمد علیهم السلام قسم می‌دهم این جمع‌های ولایی و روحانی و اخلاقی و نورانی و علمی و فقاهتی را پریشان مگردان.

خدایا! این جمع‌ها را از آفات محفوظ بفرما.

خدایا! تو را به محمد و آل محمد علیهم السلام قسم می‌دهیم توفیقِ دیدار جمال امام زمان ارواحنا فداه، تماشای قد و بالای امام زمان ارواحنا فداه، زانو زدن مقابل حضرت، بوسه زدن به خاک قدم امام زمان ارواحنا فداه، شنیدن صدای دلنشین و زیبای امام زمان ارواحنا فداه را همراهِ مدالِ رضایتشان نصیب ما بگردان.

خدایا! تو را به محمد و آل محمد علیهم السلام قسم می‌دهم سایه‌ی پربرکت نایب امام زمان ارواحنا فداه، مرجع عالیقدرمان، رهبر بزرگوارمان را با کفایت و کرامت تا ظهور و کنار حکومت حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشّریف مستدام بدار.

خدایا! دولت مستقر را که دولتِ خودمان است، دولتِ اسلام است، دولتِ ولایت است، دولتِ حوزه‌هاست، دولتِ دلشکسته‌های حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه است یاری بفرما.

خدایا! موانع خدمت را از مقابل پای آن‌ها برطرف بفرما.

خدایا! همه‌ی کارهایشان را موجب خشنودی امام زمان ارواحنا فداه و نایب امام زمان بفرما.

خدایا! امید مردم را نسبت به این دولت ناامید مگردان.

خدایا! همه‌ی حکمرانان، مجموعه‌ی هیأت حاکمه را در مسیر نور و توحید و گره‌گشایی و در مسیرِ پرهیز از همه‌ی فسادها قرار بده.

خدایا! مسیر ما را مسیر نور و توحید و وصال خودت قرار بده.

خدایا! نسل جوان ما را در همه‌ی مشکلات جوانی یاری بفرما و از پیچ خطرناک و ظریف جوانی به سلامت و سرافرازی باطنی و ظاهری عبور بده و همه‌یشان را به سرمنزل مقصود برسان.

خدایا! مریض‌ها و منظورین را شفاء عنایت بفرما.

خدایا! این دست‌ها که با توسّل به حضرت سیّدالشّهداء صلوات الله علیه و با ذکر مناقب و مظلومیت‌های امیرالمؤمنین صلوات الله علیه و اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین دل‌ها آماده شده است و با امیدی دست گدایی به بارگاه تو بلند شده است، خدایا! همه‌ی ما را حاجت‌روا بفرما.

خدایا! تو را به محمد و آل محمد علیهم السلام قسم می‌دهم پایان عمر ما را با مهر شهادت مزیّن بگردان.

روح حضرت امام و همه‌ی شهدا و همه‌ی اسلافمان، اساتید و بزرگانی که قدمشان در اینجا مایه‌ی نورانیت بود، آیت الله خوشوقت، آیت الله حائری شیرازی، آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی، آیت الله آقای کنی، و همه‌ی عزیزانی که دعای خیرشان به این جمع می‌رسد، خدایا! بهار رحمت و مغفرت خودت قرارشان بده.

غفرالله لنا و لکم

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 

[1] سوره مبارکه طه، آیات ۲۵ تا ۲۸

[۲] سوره مبارکه احزاب، آیه ۲۳

[۳] الطرائف فی معرفه مذاهب الطوائف ، جلد ۲ ، صفحه ۵۱۹

[۴] زیارت عاشورا

[۵] سوره مبارکه عنکبوت، آیه ۶۹ (وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ)

[۶] کشف الغمه فی معرفه الأئمه ، جلد ۱ ، صفحه ۹۹ (وَ مِنْهُ عَنِ اِبْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ : لَوِ اِجْتَمَعَ اَلنَّاسُ عَلَى حُبِّ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ لَمَا خَلَقَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَلنَّارَ .)

[۷] سوره مبارکه کهف، آیه ۶

[۸] سوره مبارکه نجم، آیات ۳ و ۴

[۹] بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار علیهم السلام ، جلد ۲۸ ، صفحه ۷۶ (کشف، [کشف الغمه] ، رَوَى جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِیُّ قَالَ: دَخَلَتْ فَاطِمَهُ عَلَیْهَا السَّلاَمُ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ هُوَ فِی سَکَرَاتِ اَلْمَوْتِ فَانْکَبَّتْ عَلَیْهِ تَبْکِی فَفَتَحَ عَیْنَهُ وَ أَفَاقَ ثُمَّ قَالَ یَا بُنَیَّهُ أَنْتِ اَلْمَظْلُومَهُ بَعْدِی وَ أَنْتِ اَلْمُسْتَضْعَفَهُ بَعْدِی فَمَنْ آذَاکِ فَقَدْ آذَانِی وَ مَنْ غَاظَکِ فَقَدْ غَاظَنِی وَ مَنْ سَرَّکِ فَقَدْ سَرَّنِی وَ مَنْ بَرَّکِ فَقَدْ بَرَّنِی وَ مَنْ جَفَاکِ فَقَدْ جَفَانِی وَ مَنْ وَصَلَکِ فَقَدْ وَصَلَنِی وَ مَنْ قَطَعَکِ فَقَدْ قَطَعَنِی وَ مَنْ أَنْصَفَکِ فَقَدْ أَنْصَفَنِی وَ مَنْ ظَلَمَکِ فَقَدْ ظَلَمَنِی لِأَنَّکِ مِنِّی وَ أَنَا مِنْکِ وَ أَنْتِ بَضْعَهٌ مِنِّی وَ رُوحِیَ اَلَّتِی بَیْنَ جَنْبَیَّ ثُمَّ قَالَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ إِلَى اَللَّهِ أَشْکُو ظَالِمِیکِ مِنْ أُمَّتِی ثُمَّ دَخَلَ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَیْنُ عَلَیْهِمَا السَّلاَمُ فَانْکَبَّا عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ هُمَا یَبْکِیَانِ وَ یَقُولاَنِ أَنْفُسُنَا لِنَفْسِکَ اَلْفِدَاءُ یَا رَسُولَ اَللَّهِ فَذَهَبَ عَلِیٌّ عَلَیْهِ السَّلاَمُ لِیُنَحِّیَهُمَا عَنْهُ فَرَفَعَ رَأْسَهُ إِلَیْهِ ثُمَّ قَالَ دَعْهُمَا یَا أَخِی یَشَمَّانِّی وَ أَشَمُّهُمَا وَ یَتَزَوَّدَانِ مِنِّی وَ أَتَزَوَّدُ مِنْهُمَا فَإِنَّهُمَا مَقْتُولاَنِ بَعْدِی ظُلْماً وَ عُدْوَاناً فَلَعْنَهُ اَللَّهِ عَلَى مَنْ یَقْتُلُهُمَا ثُمَّ قَالَ یَا عَلِیُّ أَنْتَ اَلْمَظْلُومُ بَعْدِی وَ أَنَا خَصْمٌ لِمَنْ أَنْتَ خَصْمُهُ یَوْمَ اَلْقِیَامَهِ .)

[۱۰] بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار علیهم السلام ، جلد ۲۹ ، صفحه ۶۴۹ (وَ قَالَ اَلْعَلاَّمَهُ قُدِّسَ سِرُّهُ فِی کَشْفِ اَلْحَقِّ : رَوَى اَلزَّمَخْشَرِیُّ وَ کَانَ مِنْ أَشَدِّ اَلنَّاسِ عِنَاداً لِأَهْلِ اَلْبَیْتِ (عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ) وَ هُوَ اَلثِّقَهُ اَلْمَأْمُونُ عِنْدَ اَلْجُمْهُورِ بِإِسْنَادِهِ قَالَ : قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ [وَ آلِهِ]: فَاطِمَهُ مُهْجَهُ قَلْبِی وَ اِبْنَاهَا ثَمَرَهُ فُؤَادِی، وَ بَعْلُهَا نُورُ بَصَرِی، وَ اَلْأَئِمَّهُ مِنْ وُلْدِهَا أُمَنَاءُ رَبِّی، وَ حَبْلٌ مَمْدُودٌ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ خَلْقِهِ، مَنِ اِعْتَصَمَ بِهِمْ نَجَا، وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهُمْ هَوَى .)

[۱۱] عوالم العلوم و المعارف و الأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال ، جلد ۱۷ ، صفحه ۲۸۴

[۱۲] سوره مبارکه آل عمران، آیه ۳۳

[۱۳] سوره مبارکه هود، آیه ۱۱۳ (وَلَا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَمَا لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ)

[۱۴] اللهوف علی قتلی الطفوف ، جلد ۱ ، صفحه ۱۲۷

[۱۵] سوره مبارکه نمل، آیه ۲۷ (أَمّن یجیبُ المُضطَرَّ إِذا دَعاهُ و یکشِفُ السّوءَ و یجعَلُکُم خُلفاءَ الأَرضِ أَءِلهٌ مَع‌اللّهِ قَلیلا مَا ‌تَذکّرون)